تبلیغات
شهرستان سرباز - فرق احمق و دیوانه

شهرستان سرباز
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1391 توسط عبدالستار ملک ریسیی

فرق احمق و دیوانه


اتومبیل مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یك تیمارستان پنچر شد و راننده مجبور شد همانجا به تعویض لاستیك آن بپردازد.

هنگامی كه آن مرد سرگرم این كار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره‌های چرخ كه در كنار ماشین بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره‌ها را برد. مرد حیران مانده بود كه چكار كند. او تصمیم گرفت كه ماشینش را همانجا رها كند و برای خرید مهره چرخ برود. در این حین، یكی از دیوانه‌ها كه از پشت نرده‌های حیاط تیمارستان، نظاره‌گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:

از 3 چرخ دیگر ماشین، از هر كدام یك مهره بازكن و این لاستیك را با 3 مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی!

آن مرد اول توجهی به این حرف نكرد، ولی بعد كه با خودش فكر كرد، دید راست می گوید و بهتر است همین كار را بكند. پس به راهنمایی او عمل كرد و لاستیك زاپاس را بست. هنگامی كه خواست حركت كند رو به آن دیوانه كرد و گفت: "خیلی فكر جالب و هوشمندانه‌ای داشتی، پس چرا تو را توی تیمارستان انداختنت؟"

دیوانه لبخندی زد و گفت: من اینجام چون دیوانه‌ام، ولی احمق كه نیستم!





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک